خاطرات

خاطرات دکتر مگردیچ تومانیان

از اولین کنفرانس ریاضی کشور در دانشگاه شیراز تا پنجاهمین کنفرانس ریاضی بجز 3 سال که برای تحصیل دکتری در انگلستان بودم، در کنفرانس‌های ریاضی شرکت داشته ام. فکر می‌کنم بیش از هر عضو انجمن در شورای اجرایی حضور داشته ام (11 مرتبه).

در جریان انقلاب اسلامی، دبیر انجمن ریاضی بودم (67-63)، که انجمن مجدداً ثبت و مجوز فعالیت اخذ گردید.

برای برنامه ریزی مجدد دروس دانشگاه‌ها جلسه ای در وزارت علوم تشکیل گردید، مسئول جلسه. در ضمن تشریح برنامه کاری اعلام کرد، که ریاضیات هم باید اسلامی شود. چون ایشان را می‌شناختم، سئوال کردم که ممکن است بیشتر توضیح بدهید، گفتند که در مسائل ریاضی مدارس باید اسامی اسلامی بکار برده شود.

در تهیه پوستر چهاردهمین کنفرانس ریاضی کشور در تبریز (1362)، گفته شد که باید پوستر، ماهیت اسلامی داشته باشد. پوستری تهیه شد که آیه “قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ …” در بالای پوستر نوشته شد و در محیط دوایر هممرکز اسامی دانشمندان ریاضی به زبان‌های فارسی و انگلیسی نوشته شد که خیلی جالب بود.

در این کنفرانس پروفسور رابرتسون از دانشگاه Southampton دعوت شده بود، که رئیس دانشگاه گفتند ایشان هم باید همانند سایرین در خوابگاه دانشجویی اسکان یابند، ولی توانستیم اطاقی در مهمانسرای دانشگاه برای ایشان در نظر بگیرید، وقتی ایشان را به اطاق مهمانسرا بردم، ملاحظه شد که برای تبدیل توالت فرنگی به توالت ایرانی بدون برداشتن توالت فرنگی، سکویی را در اطراف توالت ساخته بودند. که برای ایشان خیلی جالب بود.

در جلسه افتتاح کنفرانس در حضور امام جمعه وقت، تعدادی محافظ مسلح در پشت تریبون سالن حاضر بودند. دکتر رابرتسون در سالن نشسته بودند که گفتند.

I have never seen a mathematical conference under machine gun.

بعد از کنفرانس یعنی روز دوازدهم فروردین، پروفسور رابرتسون گفت که می‌خواهد در راهپیمایی حضور داشته باشند، من نگران شدم که چگونه ایشان را به راهپیمایی ببرم. با نماینده ولی فقیه در دانشگاه تماس گرفتم، ایشان شماره تلفن خود را در اختیارم گذاشتند و گفتند که هر مسأله ای پیش آمد، با من تماس بگیرید. پروفسور رابرتسون در تمام طول راهپیمایی بین مردم بودند و هیچ مسأله ای پیش نیامد. و حضور تعداد کثیری از مردم در راهپیمایی برای ایشان بسیار جالب بود.

کنفرانس شانزدهم، مقارن بمباران و موشکباران بود. که در حیاط دانشگاه دور خودم می‌پیچیدم که آیا درست است در این موقعیت این همه استاد را یکجا جمع کنیم، از طرف دیگر نمی‌خواستم که کنفرانس لغو شود که نشان دهیم حتماً زیر بمباران هم میتوانیم کنفرانس ریاضی برگزار نمائیم. بالاخره با مشورت با همکاران شورای اجرایی، کنفرانس را به شهریور همان سال (6 ماه تأخیر)، 26-23 شهریور در دانشگاه تربیت معلم تهران (خوارزمی فعلی) تغییر یافت و بموقع برگزار گردید.

در کنفرانس هجدهم در دانشگاه بیرجند، چند روز زودتر و برای کمک در تنظیم برنامه‌های کنفرانس به بیرجند رفتم، آقای حسنپور دبیر کنفرانس بودند و خوشبختانه رئیس دانشگاه مرحوم آقای دکتر درویش منتقل شده از دانشگاه تبریز و آشنا بودند که بسیار همکاری کردند.

موضوع جالب این بود که، از خوابگاه‌ها نگران بودم و موضوع را با رئیس دانشگاه مطرح کردم ایشان گفتند با هم برویم و ببینیم. ملافه‌ها و روبالشی ها، مناسب نبودند، رئیس دانشگاه مسئول خوابگاه‌ها را صدا زد و گفت ساعت چند است، ایشان گفت ساعت 10 صبح، رئیس دانشگاه گفت فردا ساعت 10 صبح می‌آیم باید تمام ملافه‌ها تعویض شوند، و تخت‌ها منظم و مرتب شوند. روز بعد رفتیم و دیدیم همه چیز مرتب و تمیز است غیر از روبالشی‌ها. دکتر درویش گفتند چرا روبالشی‌ها را عوض نکردید. مسئول خوابگاه گفت شما اسمی از روبالشی ها نبردید.

این کنفرانس یکی از بهترین کنفرانس‌های انجمن ریاضی بود، اهالی شهر بسیار مهربان و خوشرفتار بودند، شرکت کنندگان در کنفرانس که در خیابان منتظر تاکسی بودند، با اصرار سوار و به مقصد می‌رساندند.

دانشگاه محقق اردبیلی خواسته بود که کنفرانس سیام را برگزار نماید که پس از 6 ماه اعلام کرد که نمی‌تواند کنفرانس را برگزار نماید.

در جلسه شورای اجرایی انجمن بحث شد و گفتند هیچ دانشگاه دیگر نمی‌تواند، در عرض شش ماه کنفرانس را برگزار نماید. بعلت نزدیکی تبریز به اردبیل، مأموریت داده شد که من بطور حضوری با دانشگاه اردبیل صحبت کنم. خوشبختانه رئیس دانشگاه عوض شد و از اساتید دانشگاه تبریز، رئیس دانشگاه اردبیل انتخاب شده بود. با چند تن از همکاران در دانشگاه تبریز به اردبیل رفته و قرار گذاشتیم که ما تمام برنامه‌های کنفرانس و اداره آن را بعهده بگیریم. و تقریباً همه پنجشنبه یا جمعه‌ها را به اردبیل رفته و برنامه‌ها را تنظیم کردیم.
در این کنفرانس تعداد زیادی از اساتید ایرانی در کشورهای مختلف را دعوت کردیم که با هزینه خود در این کنفرانس شرکت نمودند. خوشبختانه بیش از هر کنفرانس دیگر استاد مدعو در کنفرانس شرکت کردند.

جالب این بود که از دانشگاه‌های باکو و ایروان هم دعوت کرده بودیم و هنگام نهار دور یک میز نشسته بودند که خبرنگاری، عکس گرفت و در رادیوی محلی اعلام شد که دو کشور در حال درگیری هستند ولی اساتید ریاضی این دو کشور دور یک میز در ایران نهار می‌خورند.

اولین سمینار دوسالانه هندسه و توپولوژی در سال 1379 در تبریز برگزار گردید.

قرارداد چاپ واژه نامه ریاضی با مرکز نشر دانشگاهی امضا شد.

در سومین سمینار هندسه و توپولوژی در دانشگاه تربیت معلم تبریز، برای بزرگداشت پروفسور هشترودی با استاندار تماس گرفته شد (استاد ریاضی بودند) بسیار استقبال شد و قرار بود هزینه آن از طرف ایشان پرداخت شود. و مدعوینی از خارج دعوت شوند. پس از چندی استاندار عوض شد. به استاندار جدید مراجعه کردم گفتند هفته دیگر مراجعه کنم، هفته دیگر گفتند که زمینه فکری دکتر هشترودی اسلامی نبوده است و موافقت نکردند که این بزرگداشت برگزار شود. ولی چون هدف بزرگداشت هشترودی از نظر تأثیر وی در ریاضی کشور مخصوصاً عمومی کردن ریاضی بین جوانان کشور بود این بزرگداشت را انجام دادم، تمام سخنرانی‌های ایشان را مخصوصاً در برنامه رادیویی مرزهای دانش، در دیوارهای سالن کنفرانس چسبانده و فیلمی از سخنرانی‌های ایشان با کمک مسئولین دبیرستان‌های هشترودی در تهران (برادران صدوقی) به نمایش گذاشته شد.

مگردیچ تومانیان

98/05/24

حال و هوای این روز های دبیر پنجاهمین کنفرانس انجمن ریاضی

دلنوشته فرشید عبدالهی: دیروز با معاون فرهنگی شهرداری شیراز قرار ملاقات داشتم و رفتم آستانه، آستانه محله بسیار کهن در مرکز شیراز است که آرامگاه سید علاءالدین حسین فرزند موسی کاظم در ان قرار دارد؛ بابام به ایشان لقب حسین کوچک را داده بود. متاسفانه موفق به ملاقات نشدم و به وقت دیگری موکول شد. در برگشت به منزل، به صورت کاملا اتفاقی از مسیر آرامگاه شاه داعی الی اللّه، از عرفا و حکمای معروف شیراز، رفتم. آرامگاه استاد من، مرحوم پروفسور کریم صدیقی، در محوطه آرامگاه شاه داعی الی الله است. بسیار گشتم تا آرامگاه را یافتم؛ پدرم اگر با من بود خیلی سریع آن را می‌یافت، چونکه هرگاه آنجا می‌رفت استاد را نیز زیارت می‌کرد‌. آرامگاه را یافتم و آن را آب و جاروبی زدم.
یادم به خاطره ای از بیست و هفتمین کنفرانس، که در شیراز برگزار شد و استاد دبیر کنفرانس بود افتاد؛ خاطره از این قرار بود:
دانشجوی دکتری دانشگاه شیراز بودم و مقالاتی که بر روی فلاپی برای کنفرانس می‌رسید، استاد به من تحویل می‌داد تا جمع و جور کنیم و گزارش را تهیه کنیم.
یک روز ساعت ۱۳:۵۵ دقیقه با یک فلاپی آمدند اتاق کامپیوتر و برای اضافه کردن مقاله‌ای به گزارش کنفرانس نزد من آمده بودند. من ساعت ۱۴ کلاس داشتم و به ایشان گفتم، بعداز کلاس کار را انجام می‌دهم. با شنیدن این پاسخ، استاد ناراحت شد و افروخته گفت تو برای پژوهش به دانشگاه آمده‌ای یا برای تدریس، تو مگر چند واحد درس می‌دهی؟ من هم که از کار زیاد برای کنفرانس خسته شده بودم، گستاخی کرده و پاسخ دادم که من برای حمالی کارهای کنفرانس که نیامده‌ام!!! استاد ساکت شد و گفت بعد از کلاس بیا اتاق من.
بعد از کلاس با ترس و لرز به اتاق استاد رفتم؛ پس از ورود من به اتاق، ایشان درب اتاق را بستند؛ ترس من چند برابر شد!!
بسیار ملایم و پدرانه، گفت: رگ ترکی‌ات عود کرده!!! دقت کن که پژوهش فقط نوشتن مقاله نیست و بعضی از وقت‌ها لازم است با کارهایی اجرایی جامعه ریاضی را پیشبرد. الان که دبیر پنجاهمین کنفرانس هستم، دقیقا می‌فهمم که استاد چه چیز با ارزشی به من یاد داد؛ یادشان گرامی باد

 

آقای دکتر فرشید عبدالهی

دبیر پنجاهمین کنفرانس ریاضی ایران

98/5/19